ميرزا محمد على وفا زواره اى

168

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

فرهنگ 120 اسم شريفش آقا محمّد على ، جوانى است از نقايص پيراسته و به هر كمالى ، آراسته . صاحب فطرت بلند و طبعى آسمان مانند . سپهر مكوكب خاطرش به درارى هنر ، مزيّن است و گلشن مطراى طبعش ، به ازهار گوناگون فضل ، ملوّن . در وصفش اين بس است كه قابليت استفادت و شرفيابى محفل فردوس مشاكل افادت لازم السعاده سركار جلالت مدار شمس فلك سعادت ، مركز دايرهء سيادت ، نحرير اعظم ، مفلق اكرم ، مرجع اعاظم العلماء ملجأ اكابر الفضلاء ، علامه هنرپرور . خداوند افخم اكبر ، ميرزا محمّد جعفر الحسينى المجلسى 121 - خلّد اللّه ايّام افادته و ادام اللّه زمان افاضته - او را حاصل و به جمع مستفيدان آن حضرت آسمان رفعت ، متواصل است . به واسطهء خصال پسنديده و صفات حميده ، قلوب اصدقا را به صحبت دلاويز ، مشعوف و خاطر همگنان را به بذله‌هاى ظريفانه ، از هرگونه غم ، مصروف دارد . به مقتضاى ظرافت طبع ، تذكره‌اى ظريفانه نگاشته و شرح احوال متشاعران سخيف الرّاى و اشعار غير موزون مجعولهء آنها را مرقوم داشته . الحق در ايراد ظرايف و ايجاد طرايف ، تلفيقى آورده كه مقدور كمتر كسى از مترسّلين است . نظر به شرط قناعت و فرط مناعت ، به شغل شريف تذهيب پرداخته ، شغل مزبور را كه احسن مكاسب است ، واسطهء معيشت ساخته است . به مقتضاى صرامت ذكا ، در آن صنعت ، هلال را انگشت‌نماى شنعت كرده ، منوهر 122 را نقطهء كردار در دايرهء حيرت آورده . نثرش در كمال ملاحت و نظمش را نهايت فصاحت است . از دقايق و نكات شعرى ، آگاه و در قدرت طبع ممتاز از اشباه است . نتايج طبعش به افكار فصحاى استادان متقدّمين بسى شبيه است و قصيده‌اى كه در مديح خدّام شرايع نظام ، قدوة الايام ، مقتدى الانام ، خليفة اللّه - روح من يروح فداه - در سلك نظم كشيده در اين مدعا ، وجهى وجيه .